بارها و بارها از خودم پرسیدم و حلاجیت کردم
همه ورت را خوب نگریستم تا دلیلی بیابم
قد و بالایت را
رنگ نگاهت را
حرف زدنت را
بوسه هایت را
هیچ کدام کافی نبود
جز قوسی که در بازوانت دیدم
جز برجستگی سینه ات
که همه نشان از حس حمایت دارد
من هرآنچه سرکش باشم
ولی بدان حمایت تو مرا دیوانه میکند
روزی که قوس بازوانت را از من دریغ کنی
عشقم را روی کولم می گذارم و می روم.
جرعه ای شعور...ما را در سایت جرعه ای شعور دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 45